تبلیغات
خاکریز بچه مسلمون - با خواندن این متن حدود 4 دقیقه به مرگ نزدیک خواهید شد!!!
 
خاکریز بچه مسلمون
سلم لمن سالمکم سید علی / حرب لمن حاربکم سید علی
 
 

با خواندن این متن حدود 4 دقیقه به مرگ نزدیک خواهید شد!!!

هر جایی که هوس می کردی می خوابیدی. چون خوابیدن اصالت نداشت…
خانه های قدیمی را که می بینم این نکته را درک نمی کنم که آن زمان که امکانات در حد بسیار پایین تری از حالا بوده و قدرت و توان اقتصادی مردم نیز با امروز قابل مقایسه نبوده چگونه پدران ما اینقدر برای زیبایی و آراستگی محل زندگیشان تلاش و هزینه می کردند. آنها به تک تک عناصر یک خانه به شکلی هوشمندانه شخصیت می دادند و به همه ابعاد فرهنگی و کارکرد یک منزل مسکونی به طرزی دقیق همت می گماردند و به خانه تنها به عنوان محل خواب و استراحت نگاه نمی کردند.

86542_571

عناصر زیباشناختی به طرزی هنرمندانه آرامشی را به روح ساکنان این منازل تزریق می کردند که هم اکنون نیز این آرامش را با اندکی درنگ در این خانه ها عمیقا احساس می کنیم.

اما اکنون خانه های ما تنها زندان هایی هستند فاقد هیچ روح و معنایی. آپارتمان های قفس مانندی که تنها کارآیی شان دادن مجالی است برای خوابیدن و خستگی در کردن که آن هم با دغدغه ها و استرس های روزمره مان به سادگی قابل حصول نیست. اگر قرار باشد ساعاتی مداوم در یک آپارتمان بمانیم دلمان میگیرد و هر لحظه قصد فرار می کنیم. خانه های قدیم اما محل زندگی بودند. روزها هم که در آن سپری می کردی خسته و آزرده نمی شدی.

حوض و باغچه، اندرونی و بیرونی، زمستانی و تابستانی، مطبخ و مصلی، پذیرایی و هشتی و… همه را داشت اما جایی به نام اتاق خواب نداشت. هر جایی که هوس می کردی می خوابیدی و رختخوابی پهن می کردی و دلت را صفا می دادی. گاهی در حیات و روی تخت روی حوض، گاهی ایوان و گاهی پشت بام اتاق خوابت می شد. با اینکه فضای زیادی در خانه ها وجود داشت جایی را اختصاص به خواب نمی دادند. چون خوابیدن اصالت نداشت. اصل بر زندگی و جلای روح در فضای گرم منزل بود. اما آپارتمان های امروزی ما حتی اگر ۴۰- ۵۰ متر هم زیربنا داشته باشد اتاق خواب دارد. اتاقی برای خوابیدن که تختخوابی بزرگ و بی تناسب دائما در آن ما را به خوابیدن فرامی خواند. تنها کار مفیدی که می شود در آپارتمان کرد.

مبل ها و تخت خواب و وسایل و تلویزیون هر کدام جایگاه مشخصی دارند در زندگی آپارتمانی. برای همه اینها جایگاهی باید درنظر گرفت اما جای خودمان معلوم نیست. جای تنفس روحمان تعیین نشده. قبله آپارتمان های ما هم تلویزیون است. همه وسایل خانه با تناسب با محل تلویزیون چیده می شوند و مهمانی های ما جای تلویزیون دیدن است و در پایان فیلم و سریال همگی از هم خداحافظی می کنیم و به قفس خودمان می رویم. زن و شوهرها با تلویزیون، کامپیوتر، تبلت و موبایلشان بیش از همسرشان تعامل و مصاحبت دارند. هیچ حرفی برای گفتن برای یک زوج وجود ندارد و هر کدام سر در تنهایی خویش، سر در لاک تکنولوژیک خود منتظر فرارسیدن ساعت خوابشان هستند.

دیگر خبری از گفتگو های صمیمانه نیست. خبری از شعرخوانی و ضرب المثل نیست. بازی های بچه گانه هم دیگر جای خود را به کامپیوتر و پلی استیشن داده اند و خانه ها مجموعه جزایری هستند که هر کسی در جزیره تنهایی خویش آرام گرفته و به دیگری کاری ندارد.

دلم می گیرد وقتی می بینم که چقدر در این آپارتمان های قفس مانند بی روح چیزهای ارزشمندی را از دست داده ایم. چقدر تنها شده ایم و چقدر زندگی هایمان بی کیفیت شده. این آپارتمان ها که خانه نیستند. خانه هم خانه های قدیم!

اما واقعیتی هست و آن این که اسلام برای همه این حرف و برنامه دارد

باز گردیم...

نه در سخن بلکه در عمل

این را برای خودمان فرهنگ کنیم... فرهنگ!





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 1392/09/24 :: توسط : سربازسید علی
درباره وبلاگ
واگر راست می گویند پس چرا اینهمه«ماهواره» حریف این «ماهپاره» نمی شوند.
بسمله./نون والقلم...
ما هم اومدیم. گفتن تکلیفه. :نتیجه برامون مهم نیست.
اما بعد..
با توكل یر خدا و عزمی راسخ وارد فضای مجازی می شویم تا لبیك بر ندای هل من ناصر امام خامنه ای گوییم.
دشمنان سید علی بدانند كه امام ما تنها نیست زیرا سربازانش هستند...
واگر راست می گویند پس چرا اینهمه«ماهواره» حریف این «ماهپاره» نمی شوند.
من هم طلبه ای هستم چفیه ای بر دوش دارم که مال آقاست خانه ام هم بیت رهبری است خامنه ای هم پدرم . من هم ان شاءالله پسری صالح خواهم بود برایش کل وجودم فدای یک لحظه عمرش که اگر نبود این هوس بازان دیروز و امروز ما را در هوس ها غرق کرده بودند. فدایش شوم هم من هم پدر مادرم و هم کل فامیلم. بسوزند دشمنانش چون در پشت امام سرور مقتدا و... خدا
است.
و آدما میان و میرن
.......
وقتی به دنیا میاییم تو گوشمون اذون و اقامه می خونن
و
وقتی مردیم واسمون نماز می خونن
فقط به فاصله اذون و اقامه تو این مسافر خونه ایم...
میان ماندن و رفتن
ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن
بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد جز خاک شدن
و رود بودن به کجا می رود جز دریا شدن . . .
والعاقبه للمتقین
والسلام

مدیر وبلاگ: سربازسید علی
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
چطور بود؟




برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بروز رسانی :
جستجو