تبلیغات
خاکریز بچه مسلمون - گفتگوی خواستگاری
 
خاکریز بچه مسلمون
سلم لمن سالمکم سید علی / حرب لمن حاربکم سید علی
 
 

بالاخره سکوت سنگین می شکند و جایش را به جواب های بله یا خیر خالی می دهد، در حالی که دخترک ابروانش در هم کشیده شده  اما...

الان رسم خوبی  هست كه دو طرف در جلسه خواستگاری به اتاقی می روند و با هم در باره شرایط و معیارهای زندگی صحبت میكنند . "این ‌رسم خوب ضایع شده " 

مادر پسر رو به مادر دختر كرده در حالی كه لبخند بر لب دارد میگوید: اگر اجازه بدید این دو تا جوان بروند و حرفهاشون را با هم بزنند . مادر دختر هم لبخند او را پاسخ میدهد و میگوید: خواهش میكنم   

بعد دختر را صدا میكند ، دختر هم كه انگار میداند در این مرحله باید چكار كند خیلی زود به سمت اتاق مورد نظر میرود و پسر هم به دنبال او ....

هر دو ساكت نشسته اند . پسر هر چند لحظه یك بار تیپ نشستن خود را عوض میكند از دوزانو به چهار زانو ،‌از چهار زانو به دو زانو . بالاخره سكوت رو میشكند و میگوید :

لطف كنید و شروع كنید .

دختر سرش رو كمی بالا میگیرد و میگوید خواهش میكنم شما شروع كنید.

پسر كمی میخندد و میگوید :

من نسبت به احترام به همسرم در همه موارد اعتقاد دارم ، پس شما اول شروع كنید .

 دختر ابروهایش را در هم میكشد و با چهره اش نسبت به این حرف پسر اعتراض میكند و در دل میگوید :

 معلوم نیست چند ماهه به دنیا اومده كه هنوز اتفاقی نیافتاده میگه همسرم .

با ترش رویی میگوید :

برای اینكه وقت پدر و مادر ها بیشتر از این وقت گرفته نشه خواهش می کنم تعارف را کنار بگذاریم و شروع كنیم..

پسر ، در جیبهای شلوار و كت و پیرهن میگردد و بالاخره برگه ای بلند و بالا پیدا میكند . اما قبل از اینكه شروع كند ، دختر میگوید:

من اعتقاد دارم كه پسر باید به پدر و مادر همسر مثل پدر و مادر خودش احترام بگذارد و شاید هم بیشتر . شما هم ؟ 

پسر :بله

دختر : من معتقدم در زندگی نه حرف مرد و نه حرف زن ،‌نباید حرف اول و آخر باشد ، منطق و تفاهم حرف اول و آخر رو میزند . شما هم ؟

 پسر : بله

دختر : به عقیده من روابط فامیلی باید اون قدر گرم و صمیمی باشد كه هر شب خونه یكی از آنها مهمون باشیم . درست است ؟

پسر :بله

دختر : من فكر میكنم دخالت پدر و مادر شما در حد مشاوره اشكال ندارد اما بیشتر نشود .درست است ؟

 پسر :بله

این سوال و جوابها ادامه دارد و بعد از دختر پسر نیز با همین شیوه ادامه میدهد. اما هیچ كدام نفهمیدند بالاخره طرف مقابلشان كیست. 

 چرا؟ چون اولا این افراد جلسه خواستگاری را یابا مسابقه بیست سوالی اشتباه گرفته اند یا با جلسه بازجویی . از بله و نخیر كه شناختی حاصل نمیشود ." تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد " انسان و شخصیت او در زیر زبانش پنهان است در بله و نخیر ها دو طرف نمیتوانند به زوایای مخفی شخصیت و هم چنین معیارهای واقعی یكدیگر پی ببرند .

یكی از خطرات این گفتگو در جایی است كه پسر یا دختر طرف مقابل خودش را پسندیده باشد . در این صورت تلاش میكند به گونه ای پاسخ دهد كه نظر طرف مقابل را به خود جلب كند حالا این سوال كننده به گونه ای سوال میكند كه به دو دلیل پاسخ به آن خیلی ساده است . 1- سوال كننده با این شیوه پرسش موضع خود را مشخص میكند ، پس طرف مقابل به ساده گی میتواند پاسخی بدهد كه تایید كننده همان موضع باشد . 2- اینكه پاسخ با بله و نخیر مشخص میشود و نیازی به صحبت كردن نیست . جای بسی تعجب است كه بعضی از دختر و پسرها با ده دقیقه صحبت یكدیگر را می پسندند . كاش برای همه چیز اینگونه تصمیم میگرفتیم!  میخواهد یك كفش یا شلوار بخرد ، هزار تا خیابان را زیر و رو میكند ، با پنجاه مغازه دار كلنجار میرود و كچلشان میكند ، آخر هم نمی پسندد اما با ده دقیقه و یا یك ربع یك زندگی را معامله میكند ....

حالا چند نكته در باره گفتگوی خواستگاری

1- سوالاتی با جوابهای توضیحی

شیوه درست پرسشگری در جلسه خواستگاری ، آن است كه سوالاتی مطرح شود كه اولا موضع انسان را لو ندهد و دوم اینكه پاسخش با بله نخیر تمام نشود .

مثالی برای پسر : پسری عقیده دارد كه حرف اول و آخر را در زندگی باید خودش بزند ( این فقط یك مثال است كاری به درست و غلط بودنش نداریم) این عقیده را به دو گونه میتواند مطرح كند الف) من اعتقاد دارم كه مدیر خانه مرد است و حرف آخر را او میزند و دختر در پاسخ یا جوابش بله است یا نخیر ب) پسر: به نظر شما مدیریت خانه باید چگونه باشد؟ دختر: باید بر اساس تفاهم و مشورت باشد    پسر: آمدیم و گفتگوی منطقی به نتیجه ای نرسید ،‌آنوقت چه ؟ دختر : خب بیشتر حرف میزنیم و با كسی كه قبولش داریم مشاوره میكنیم  پسر: اگر این هم جواب نداد ، گاهی هست كه از نظر من حرف خودم درست است و از نظر شما حرف خودتان ..............

مثالی برای دختر : فرض كنید دختری از اینكه همسرش با فرد نا محرمی گرم بگیرد و خواهرانه بر خورد كند متنفر است .  میتواند به دو گونه مطرح كند الف) من از اینكه همسرم با نامحرم خواه غریبه یا آشنا باز و گرم برخورد كند متنفرم .  ب) به نظر شما با توجه به اینكه آداب معاشرت حكم میكند كه انسان به گونه ای با دیگران برخورد كند كه او را متحجر و بی ادب نخوانند ، یك مرد در روابطش با نامحرم چگونه باید باشد؟ اگر این نامحرم آشنا بود چه ؟ فرقی بین نامحرم آشنا و غریبه هست ؟ نظر شما چیست ؟

اگر چند سوال این چنینی در گفت و گو باشد طرف مقابل مجبور است چیزی را كه اعتقاد دارد بیان كند زیرا كه نمیداند موضع شما چیست ؟ البته این نوع سوال كردن هم وقت میبرد ، یعنی باید از قبل سوالها را بر اساس معیارها تنظیم كرد .

2- ادبیات سوالها ، متفاوت با اعتقاد ما

هیچ عیبی ندارد كه دختر و پسر ادبیات سوالها را به گون های تنظیم كنند كه مخالف با عقاید آنها باشد. شاید بگویند این نوعی فریب است اما میتواند این نوع سوال كردن را محك زدن صداقت دانست . اگر طرف مقابل من صادق باشد برایش فرقی نمیكند كه موضع اصلی من در مورد این سوال چیست و آنچه را میگوید كه بدان اعتقاد دارد و در دلش است . اگر در سوال قبلی دقت كرده باشید دختر بجای آنكه بگوید نظر شما در مورد روابط نا محرم چیست ؟ میپرسد از آنجا كه آداب معاشرت حكم میكند كه انسان به گونه ای رفتار كند كه آنرا بی ادب نخوانند ، یك مرد در روابطش با نامحرم باید چگونه باشد ؟ یعنی به گونه ای  سوال را مطرح كرده كه انگار خودش با باز بودن رابطه مشكلی ندارد . حالا اگر پسر پاسخ دهد كه روابط باید باز و صمیمی باشد از دو حالت خارج نیست یا واقعا عقیده خود را گفته یا حدس زده كه شما به روابط باز عقیده دارید و طبق نظر شما پاسخ داده كه این نوعی  عدم صداقت است و زندگس با چنین فردی به درد نمی خورد زیرا كه صداقت بزرگترین سرمایه زندگی مشترك است .

3- نتظیم زمان گفت و گو به انداره فهم معیارها و روحیه های یكدیگر . از طولانی شدن جلسات گفت و گو نترسید

4- تبادل احساسات ممنوع

نه خودتان از عبارات احساسی و عاطفی استفاده كنید و نه گول جمله های احساسی طرف مقابل را بخورید . كاملا جدی و منطقی صحبت كنید

                                                              برگرفته از كتاب " پانزده نكته درباره انتخاب همسر "

                                                                       نوشته محسن عباسی ولدی





نوع مطلب :
برچسب ها : گفتگوی خواستگاری،

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 1392/07/24 :: توسط : سربازسید علی
درباره وبلاگ
واگر راست می گویند پس چرا اینهمه«ماهواره» حریف این «ماهپاره» نمی شوند.
بسمله./نون والقلم...
ما هم اومدیم. گفتن تکلیفه. :نتیجه برامون مهم نیست.
اما بعد..
با توكل یر خدا و عزمی راسخ وارد فضای مجازی می شویم تا لبیك بر ندای هل من ناصر امام خامنه ای گوییم.
دشمنان سید علی بدانند كه امام ما تنها نیست زیرا سربازانش هستند...
واگر راست می گویند پس چرا اینهمه«ماهواره» حریف این «ماهپاره» نمی شوند.
من هم طلبه ای هستم چفیه ای بر دوش دارم که مال آقاست خانه ام هم بیت رهبری است خامنه ای هم پدرم . من هم ان شاءالله پسری صالح خواهم بود برایش کل وجودم فدای یک لحظه عمرش که اگر نبود این هوس بازان دیروز و امروز ما را در هوس ها غرق کرده بودند. فدایش شوم هم من هم پدر مادرم و هم کل فامیلم. بسوزند دشمنانش چون در پشت امام سرور مقتدا و... خدا
است.
و آدما میان و میرن
.......
وقتی به دنیا میاییم تو گوشمون اذون و اقامه می خونن
و
وقتی مردیم واسمون نماز می خونن
فقط به فاصله اذون و اقامه تو این مسافر خونه ایم...
میان ماندن و رفتن
ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن
بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد جز خاک شدن
و رود بودن به کجا می رود جز دریا شدن . . .
والعاقبه للمتقین
والسلام

مدیر وبلاگ: سربازسید علی
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
چطور بود؟




برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بروز رسانی :
جستجو